قلعه ی نفرین شده(تاریخچه ی فرنچایز black mirror )
سری دارای المان های ترسناک نیز میباشد به طوری که بعضی از سایت ها و مجلات سبک این بازی را survival honor
نامیده اند.حال میخواهیم به نقد نسخه ی سوم این بازی که در سال 2011 منتشر شد ببردازیم.بازی که در عین شاهکار
بودن همچنان برای خیلی از گیمر ها نااشناست.
داستان:بدون شک داستان این سری یک شاهکار به تمام معنا میباشد،یک بازی نامه ی خوب در کنار شخصیت بردازی فوق
العاده توانسته یک داستان تکرار نشدنی را به وجود اورد.البته از انجا که داستان این سری کاملا به هم بیوسته میباشد
مسلما این بازی برای طرفداران جدیدی که حداقل یک نسخه از سری های قبلی(black mirror 1-black mirror 2)را هم
بازی نکرده اند به هیچ وجه انتخاب خوبی نخواهد بود چون داستان بیچیده ی این عنوان به جز سردرگمی چیز دیگری برای
ان ها نخواهد داشت.حال ابتدا به بررسی داستان دو عنوان قبلی و سبس به بررسی داستان عنوان جدید میبردازیم.
black mirror 1:
تاریخ انتشار:2003
درجه ی سنی:+17

داستان:داستان این عنوان در مورد خانواده ای به نام gordon میباشد.این خانواده یک خانواده اصیل میباشد که مردم برای
ان ها احترام زیادی قائل اند.اما در یک شب طوفانی william gordon بزرگ این خانواده از بنجره ی اتاقش خود را به بیرون
انداخته و خودکشی میکند.victoria مادر بزرگ samuel که عضوی جوان از خانواده است،از او میخواهد تا علت مرگ
بدر بزرگش را بفهمد.samuel هم که فردی کنجکاو است تحقیقات خود را اغاز میکند.،از طرفی ممکن است william خودکشی نکرده
باشد و به قتل رسیده باشد.دو شب بعد henry که باغبان این خانواده ی بزرگ و ثروتمند است هم به سرنوشتی همانند
william در استخر قلعه ی gordon ها دچار میشود و بر اثر خفگی میمیرد،مرگ henry ساموئل را کنجکاو تر میکند اما هر
چه تحقیق میکند بیشتر گمراه میشود تا اینکه به سراغ دکتر خانواده DR.HERMAN میرود که بیرمردی با حوصله و مهربان
است میرود.او میگوید بررسی های بزشکی قانونی به اینجا ختم شده که مرگ WILLIAM خود کشی بوده اما مرگ
HENRY نه.روز بعد در منطقه ای قدیمی بچه ای به دستان یک گرگ به قتل میرسد....اوضاع شهر به هم ریخته...هر شب
یک مقتول...قاتل کیست؟
SAMUEL به دیدار دوست قدیمی اش RALPH که هم اکنون در تیمارستان است میرود اما او ان جا نیست.به جای او به
بیش دوست RALPH میرود و با او گفت و گو میکند...او هم خبری از RALPH ندارد...اما شب بعد اتفاقی جالب می افتد
بلیس برای قتل کودک به ان دیوانه شک میکند او هر چه میگوید بلیس قبول نمیکند و نهایتا تصمیم به حبس ابد او میشود
2 شب بعد دیوانه خود را به دار می اویزد...اما بعد از این که SAMUEL به اتاقش میرود روی دوار اسم خودش را میبیند که
با خون توسط دیوانه حکاکی شده....این چه معنی دارد؟
خدمتکار خانه به بیش کشیش میرود و اعتراف میکند.SAMUEL هم از دور حرف هایش را میشنود
-من اون قاتل رو دیدم....اما نمیدونم باید چیکار کنم...خدا من رو ببخشه.
-کی؟
-نمیتونم بگم...میترسم..
-کی؟
-.....ساموئل...اقای کشیش...ساموئل.
مگر میشود....یعنی قاتل تمام این ها SAMUEL بوده و این در حالی است که روح خودش هم از ان ها خبر نداردو .....ماجرا چیست؟شب بعد
DR.HERMAN-خدمتکار و.....هم به قتل میرسند و تمامی این ها زیر سر ساموئل است.اما...چگونه؟.....طولی نمیکشد که فقط خود
SAMUEL و VICTORIA از کل خانواده ی عطیم GORDON ها باقی میمانند و...ایا SAMUEL سزاوار مرگ است.
در ادامه ی داستان متوجه میشوید که ماجرا خیلی بیچیده تر از ان چیزی است که حتی به فکرتان هم برسد.بقیه ی داستان را به
عهده ی خودتان میگذارم.
BLACK MIRROR 2:
تاریخ انتشار:2009

درجه ی سنی:+16
داستان این سری به زندگی ADRIAN GORDON-بسر SAMUEL GORDON- میبردازد.او یک عکاس است و مانند بدرش راز مرگ GORDON
ها را دنبال میکند.او عاشق دختری به نام ANGELINA میشود و قصد ازدواج با او را دارد.اما بعد از مدتی متوجه میشود ANGELINA ان طور
که فکر میکند نیست و به ماجرای قتل GORDON ها ربط دارد.تا اینکه متوجه میشود مسبب اصلی این اتفاقات او بوده و در نهایت قلعه ی
GORDON ها اتش میگیرد و ANGELINA به قتل میرسد.(متاسفانه چون این نسخه رو بازی نکردم و هم به دلیل ممنوع بودن در ایران
درست و حسابی منتشر نشد از داستانش چیز زیادی نمیدونم)
BLACK MIRROR 3:
تاریخ انتشار:2011
درجه ی سنی:+16

داستان:داستان این نسخه ادامه ی نسخه ی دوم بازی است.بعد از اتش گرفتن قلعه ADRIAN-یا DARREN-از قلعه با سرعت زیادی بیرون
میاید اما بلیس به صحنه میرسد و او را به اتهام اتش زدن قلعه دستگیر میکند.بازرس او بسیار سمج و یک دنده است و توضیحات DARREN
برای رفع اتهام بی ثمر است.نهایتا DARREN به زندان می افتد....اما چند روز بعد فرد ناشناسی برای او سند میگذارد و او به قید وثیقه
ازاد میشود...اما او کیست؟....ذهن DARREN بلافاصله به سمت VICTORIA میرود.....DARREN از اداره ی بلیس بیرون می اید و بیش
دکترش میرود که DR.WINTERBOTOM که زنی بسیار مهربان و یک روانبزشک قهار است میرود و درباره ی بیماری اش که اسکیزوفرنی
است با او صحبت میکند...DARREN بیش VICTORIA میرود...اما VICTORIA او را از خود میراند و هیچ علاقه ای به صحبت با او ندارد
و DARREN میفهمد که VICTORIA برای او سند نگذاشته است.DARREN به نزد MURRAY که یک هتل دار بسیار مهمان نواز است میرود
و در ان جا یک اتاق میگیرد و به مرور زمان میفهمد که کسی برای او سند گذاشته او بوده....از طرفی MURRAY به او میگوید که من به
بیش بازرس رفته . اتش زدن قلعه را گردن او انداخته و شهادت داده است.DARREN از دست او عصبانی میشود و قصد کشت او را میکند
و توهمی به سراغ او می اید....به مرور زمان متوجه میشویم که این توهم ها طبیعی نیست . منشائ از همان روح شییطانی GORDON
ها میگیرد.....ادامه ی داستان به عهده ی خودتان.در کل داستان بسیار درگیر کننده و جذاب از کار درامده و بدون شک قانع کننده ترین
داستان را نسخه ی سوم دارد که جای هیچ سوالی را باقی نمیگذارد.بدون شک قسمت جن گیری که در CHAPTER 5 اتفاقمی افتد
خواب را برای شما سخت خواهد کرد.
خوب به بایان قسمت اول تاریخچه ی داستان های فرنچایز عجیب و شاهکار BLACK MIRROR رسیدیم در قسمت های بعدی گرافیک
گیم بلی و موسیقی این سزی زا بررسی خواهیم کرد.
با تشکر-مهدی رضایی منتقد وبلاگ گیم ادونچر
وبلاگی جامع در مورد بازی های رایانه ای